اخبار روزانه – ۱۸ فوریه ۲۰۲۶
رئیسجمهور ترامپ میگوید، آمریکا حالا با رهبر موقت ونزوئلا، دِلسی رودریگز، رابطهای "بسیار خوب" دارد و قصد دارد به این کشور سفر کند (Reuters)
مقامهای فرانسه یک شبکهٔ کلاهبرداریِ فروش بلیت را در موزه لوور شناسایی کردند که ده سال فعالیت داشته است- ازجمله ۲ کارمند موزه - همچنانکه پژوهشگران زیانها را بیش از ۱۰ میلیون یورو برآورد میکنند و بررسی پروندههای مشابه در دیگر مراکزِ فرهنگی بزرگ را گسترش میدهند (VTV)
احزاب منطقهای بروکسل [بلژیک] سرانجام پساز بیش از ۶۰۰ روز بنبست سیاسی به توافق ائتلافی رسیدند و دولتی ۷ حزبی تشکیل دادند که هر دو بلوک زبانی را راضی میکند و هدفش تثبیت مالی و حکمرانی پایتخت است (Euronews)
کامبوج گزارش داد از سال ۱۹۹۲ تاکنون ۳۵۴۱ کیلومتر مربع از زمینهای آلوده به مین را پاکسازی کرده و بیش از ۴.۷ میلیون مین و بقایای انفجاری جنگ را نابود کرده است؛ همزمان تلفات سالانه در سال ۲۰۲۵ به کمینهٔ تاریخی ۳۹ نفر کاهش یافته است (Khmer Times)
اتحادیهٔ اروپا از ۲۲ آوریل ۲۰۲۶ قوانینِ سفر اشخاص- حیوان خانگی را بهروزرسانی کرد و مدارک و کنترلهای ورود را برای اشخاص -سگ، -گربه، -سمورِ آبی و -پرندهٔ خانگی سختگیرانهتر کرد، در عین حال زمینهٔ رهگیری دیجیتال آینده را در سرتاسر همهٔ کشورهای عضو فراهم کرد (EuroWeekly News)
بیمارستان هوایی کوماک۹۰۹ چین برای نخستین مأموریت برونمرزی خود وارد وینتیان [لائوس] شد، خدمات رایگان ائیانتی [چشم و گوش و حلق و بینی ارائه کرد و نخستین جراحی داخل هواپیما را انجام داد (Xinhua)
اپل هشدار فوری صادر کرد؛ زیرا کلاهبرداران هشدارهای جعلی اپلپی و آیکلاد دربارهٔ تراکنشهای مسدودشده یا ورودهای مشکوک میفرستند تا کاربران را وادار کنند با شمارههای جعلی پشتیبانی تماس بگیرند، که افراد سودجو با جازدن خود بهعنوان کارکنان اپل میکوشند گذرواژهها، کدهای تأیید و اطلاعات مالی را سرقت کنند (Báo Khoa học và Đời sống)
بیمارستانهای کمبودجهٔ فرانسه هرچه بیشتر برای تأمین مالی به مردم رو میآورند- با ارائهٔ "وام شهروندی" [افراد به بیمارستانهای دولتی پول قرض میدهند و بیمارستانها بعداً آن را همراه با بهره بازپرداخت میکنند] و درخواست کمکهای مالی برای پوشش نیازهای فوری مثل دارو، تجهیزات پزشکی و حتی تخت- درحالیکه کسریها در سراسر کشور عمیقتر میشود و منتقدان هشدار دادند این روند نشاندهندهٔ نظام سلامتِ در بحران است (France 24)
آولاک (ویتنام) موارد جدید ویروس نیپا در هند و بنگلادش را پایش میکند همزمان مقامهای بهداشتی هشدار دادند این عامل بیماریزای کشنده و بیواکسن، ظرفیت همهگیری دارد و برای جلوگیری از هرگونه شیوع، پایش، ظرفیت آزمایش و ارتباطرسانی در مناطق مرزی را افزایش میدهند (VOV2)
مطالعهای روی ۲۷۲ هزار بزرگسال نشان داد سروصدای ترافیک شبانه بالاتر از ۵۰ دسیبل، سطح کلسترول را افزایش میدهد. پژوهشگران، اختلال خواب و استرس را به افزایش کورتیزول مرتبط میدانند، موضوعی که ممکن است تولید کلسترول در کبد را بیشتر کند و خطرهای بلندمدت قلبی را بالا ببرد (Earth.com)
مطالعهای سنگاپوری روی ۶۸ هزار بیمار نشان داد بیماری دِنگیِ که از پشه منتقل میشود تا ۲ سال میتواند باعث ناتوانیِ قابلتوجهِ بلندمدت و افزایش خطر بستریشدن شود. عوارضی که دامنهای از مشکلات کلیوی تا مسائل عصبروانپزشکی را در برمیگیرد، بهطور نامتناسبی سالمندان و گروههای آسیبپذیر را درگیر میکند (European Medical Journal)
خوردن آووکادو، سیب و گریپفروت میتواند به پیشگیری از تجمع چربی احشایی در عید تِت [سال نوی چینی] کمک کند. پژوهشی نشان داد آووکادو توزیع چربی شکمی را در زنان بهبود میدهد، سیب سوختوساز لیپیدها را تنظیم میکند و گریپفروت احساس سیری را افزایش میدهد. کارشناسان توصیه میکنند برای محدودکردن ذخیرهٔ چربی داخلی، از این میوهها استفاده شود تا با کنترل طبیعی کالری و کاهش التهاب، به افراد در تناسب اندام و تندرستی بلندمدت کمک کند (Thanh Niên)
دانشمندان دانشگاه مکگیل [کانادا] هشدار دادند افزایش دما در قطب شمال میکروبهای یخزده را فعال میکند و با آزادسازی کربن و متان، تغییرات اقلیمی جهانی را شتاب میدهد در عین حال کیفیت آب و امنیت غذایی را تهدید میکند (Yahoo News)
بارانهای بیامان در بریتانیا جادهها، زمینهای کشاورزی و کسبوکارها را زیر آب برده است ساکنان میگویند فصلها در هم آمیخته و جوامع را ناگزیر کرده است با اقلیمی مرطوبتر و آشفتهتر سازگار شوند (The Guardian)
کوه 'سِمِرو' در اندونزی بارها فوران کرده و جریانهای آذرآواری [بهمنهای چسبیده به زمین از گاز داغ، خاکستر و سنگ آتشفشانی] و ابرهای خاکستر را به هوا فرستاده است، موضوعی که منجر به اعمال مناطق ممنوعه برای ساکنان شده و بارندگیهای سنگین هم خطر جریانهای گِلیِ آتشفشانی را افزایش داده است (The Watchers)
تحلیلی جهانی نشان داد جنگلهای زمین با شتاب در حال تغییر به سمت گونههای درختیِ تندرو و کوتاهعمر است، درحالیکه درختان کندرشد و دیرزیست رو به کاهشاند وضعیتی که زیستبومها را ضعیفتر، کمثبات و آسیبپذیرتر در برابر افراطهای اقلیمی، گونههای مهاجم و از دسترفتن بلندمدت کربن میکند (Earth.com)
دانشمندان هشدار دادند آلودگی پلاستیکی میراثی سمی و همیشگی دارد زیرا 'پیاِفاِس' [مواد شیمیایی همیشگی] و فلزات سنگین در زیستبومهای آب شیرین و ساحلی انباشته میشوند، با این حال نروژ—و جهان— هنوز برنامهای برای پاکسازی بلندمدتِ کاملاً تأمینمالیشده و اقدامهای سیاستی لازم برای دستیابی به اهداف جهانی تنوع زیستی و جلوگیری از آسیب دائمی محیطزیست ندارد (Phys.org)
تحلیلی تازه از ۲ دهه آگهیهای اینترنتی در آمریکا نشان داد تجارت دیجیتالِ پنهانِ اشخاص-دوزیست شامل دهها گونه است که هیچ سابقهٔ رسمی وارداتی ندارند—و برخی به ممنوعیتهای دیرپای صادراتی مرتبط اند- و این موضوع خطر گسترش بیماری، قاچاق حیاتوحش و فشار بر اشخاص- دوزیستِ آسیبپذیر حیاتوحش را افزایش میدهد (Earth.com)
بیش از ۶۰۰ شخص-لاکپشت دریاییِ سبزِ جوان در سواحل فلوریدا [آمریکا]در پی موج شدید سرما به گل نشستهاند و مراکز نجات را تحت فشار قرار دادهاند درحالیکه آکواریومها از 'کلیروا' تا 'ساراسوتا' این اشخاص-حیوان سرمازده را گرم میکنند، درمان و آزاد میکنند و دانشمندان هشدار میدهند که رکورد بهگلنشستنهای سال گذشته شاید نشانهٔ روندی رو به رشد باشد (Phys.org)
امارات متحدهٔ عربی جایزهٔ 'دفتر ثبت اختراع شورای همکاری خلیج فارس' و 'مدال نقرهٔ شانزدهمین نمایشگاه بینالمللی اختراع در خاورمیانه در کویت' را به دست آورد برای دستکش هوشمندی که به کاربران کمبینا امکان میدهد متن دیجیتال را با سامانهٔ لامسهای برپایۀ بریل بخوانند، دستاوردی که نشان از رشد جایگاه نوآوری این کشور دارد (TV BRICS)
استارت آپ بریتانیایی 'بلند کمپانی' در مرحلهٔ تأمین مالی کشت ایده ۲.۶۷ میلیون دلار جذب کرده است تا فناوری جایگزین تخممرغِ وگان را توسعهٔ مقیاس دهد. این کسبوکارِ مرتبط با علم پروتئینِ مستقر در لندن که تحت رهبری شرکت سرمایهگذاری 'اینیشالایز کپیتال' است از فرایند زیستشیمیایی اختصاصی استفاده میکند تا جریانهای جانبی کشاورزی— مانند محصولات فرعی تولید برنج و پاستا— را به پروتئینهای پُرکارایی تبدیل کند (AgFunder News)
'هلثیر کامفورتس' در آمریکا بهطور رسمی "پودر پروتئین سفیدهٔ تخممرغِ غیرحیوانی" را عرضه کرده است، دستاوردی مهم برای ورزشکاران وگان و شیرینیپزان وگان است. این پودر با تخمیر دقیق تولید میشود، حاوی پروتئینهای سفیدهٔ تخممرغِ همسان زیستی (بهطور مشخص اووالبومین) است که بهجای اشخاص- مرغ از میکروارگانیسمها ساخته میشود (Trend Hunter)
'سوزی ما'، بنیانگذار برند زیبایی وگان 'تروپیک اسکین کر'، بهعنوان سرمایهگذار مهمان به برنامۀ 'لانه اژدها' ملحق شد [رئالیتی شو تلویزیونی محبوب بریتانیایی که در آن کارآفرینان ایدههای تازه ارائه میدهند.] این شرکتکننده پیشینِ [رئالیتی شو تلویزیونی] سرمایۀ تخصص زیباییِ وگانِ ۶۸ میلیون پوندی را به فصل ۲۳ این برنامه میآورد (Mirror)
مقامها در ماراکومبیِ هند با موفقیت از قربانی کردن اشخاص-حیوان در طول جشنواره مذهبی سری دورگا دوی جاترا جلوگیری کردند. پس از دستورهای دادگاه، زائران بهجای آن بهطور نمادین کدو تنبل پیشکش میکنند و با تدابیر سختگیرانه امنیتی و کارزارهای آگاهیبخشی محلی، آرامش حفظ میشود (The Hindu)
سازمان نجات سگ Hope 4 Fur China اشخاص-سگ را از بازارهای گوشت اشخاص-حیوان چینی برای مراقبتهای پزشکی و یافتن سرپرست به شهر نیویورک [ایالات متحده] منتقل کرد، این اشخاص-سگ که با کمک مالی ۱۰۰هزار دلاری اندی سابین، نیکوکار، حمایت میشوند، قبل از اینکه صندوق نجات حیوانات همپتونز آنها را در خانههای دائمی قرار دهد، قرنطینه میشوند (PIX11)
آرچی، یک شخص-گلدندودلِ قهرمان، پس از آنکه با ملایمت جانِ یک جوجهپرنده را در آمریکا نجات داد و با خبر کردن مراقبش، او را از وضعیتش آگاه کرد، گواهی "قهرمان روز" دریافت کرد. این داستانِ پربازدید نشان میدهد اشخاص-سگ میتوانند با اشخاص-حیاتوحش در آرامش همزیستی کنند (Parade Pets)
نقلقول الهامبخش امروز: "آنچه پشتِ سرِ توست و آنچه پیشِ روی توست، در برابر آنچه درونِ توست رنگ میبازد." رالف والدو امرسون (گیاهخوار) مقالهنویس، فیلسوف، شاعر و تعالیگرای آمریکایی (BrainyQuote)
فقط داشتم به خدا التماس میکردم. انگار میگفتم: "خدایا، خواهش میکنم یک فرصت دوباره به من بده. خدایا، خواهش میکنم یک فرصت دوباره به من بده. در ازای این فرصت دوباره هر کاری میکنم." در بخش ۱ از ۲ تجربه نزدیک به مرگِ بوبا هریک، این بازیکن بیسبال آمریکایی تعریف میکند که در ۱۹سالگی هنگام جراحی جان باخت و خود را دید که از بالا به بدنِ خودش نگاه میکند؛ و همزمان مرور زندگیاش آغاز شد.
بوبا هریک، در ۱۹سالگی، دانشجوی سالاول و پرتابکنندهٔ تازهکارِ دانشگاه جکسونویل در فلوریدا [آمریکا] بود و برای یک مسیر حرفهای در بیسبال، انتظارهای بالایی از او میرفت. او داشت در این ورزش برای خودش اسم و رسمی پیدا میکرد که یک آسیبدیدگی آزاردهنده به پارگی رباط جانبی اولنار (UCL) منجر شد و تامی جان را مجبور به جراحی کرد. یک روز پیش از جراحی، یک پرستار پرسید آیا به چیزی حساسیت دارد که کارِ جراحی را پیچیده کند یا نه. با اینکه پیش از آن هرگز جراحی نشده بود و جواب را نمیدانست، چیزی نگرانش کرد؛ اما گفت نه. صبح روز بعد، جراحش به او و مادرش اطمینان داد که ظرف یک سال، پرتابهایش از همیشه محکمتر خواهد بود؛ تا ۲ سال دیگر، انتخاب دور اول گزینش خواهد بود؛ و ۳ سال دیگر، در لیگهای بزرگ بازی خواهد کرد. بعد از اینکه مادرش از اتاق بیرون رفت، داروی بیهوشی از راه سرمِ IV [intravenous line] به او تزریق شد.
او همانطور که گفت، من را روی ویلچر به اتاق عمل میبرد. چشمانم را بستم و منتظر بودم که این داروی بیهوشی به من اثر کند. و او گفته بود وقتی به اتاق عمل برسیم، اثر میکند. اما وقتی رسیدیم، هنوز کاملاً هوشیار و کاملاً بیدار بودم. و با خودم گفتم: "خب باید چیزی بگویم؟ شاید هنوز بیهوشی اثر نکرده. تا حالا هزاران بار این کار را کردهاند. حتماً مشکلی نیست." همانطور دراز کشیده بودم، میتوانستم ـ یک جورهایی ـ بفهمم دوروبرم چه میگذرد. حتی وقتی چشمهایتان بسته است، باز هم یک جورهایی حسش میکنید. خب من در این اتاق عمل هستم. حالا روی تخت عمل هستم و حضور این پزشکها را حس میکنم. صدایشان را میشنوم و حس میکنم که برای جراحی آماده میشوند، بعد هم میشنوم که با هم تأیید میکنند: "آمادهای عمل کنیم؟ من آمادهام عمل کنم. بیایید این بچه را عمل کنیم." اینجا بود که عصبی شدم، چون با خودم گفتم: خب من که زیرِ اثرِ این بیهوشی نیستم. قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ یا قرار است بدنم را بشکافند، یا باید چیزی بگویم. اما همزمان، نمیخواستم چیزی بگویم. حس میکردم انگار تقریباً نمیتوانم؛ انگار همهچیز دقیقاً همانطور که باید، داشت رخ میداد. حس میکردم زمان ایستاده است. بعد، چیزی که یادم میآید این است که شنیدم گفتند: "زود باشید، باید این بچه را نجات بدهیم." و بعد، فقط بالای صحنه شناور بودم. و از بالا تماشا میکردم؛ انگار یک صفحه شیشهای بین من و بدنم روی تخت عمل فاصله انداخته باشد. و دیدم بدنم اول به رنگ بنفشِ شبیه کبودی درآمد و بعد سفید شبیه جسد شد. و از بالا دیدم دستگاه ضربان قلبم از بیپ، بیپ، بیپ رسید به یک بیپ، و بعد یک خطِ صافِ کامل. من به آنسف (آنتیبیوتیک) حساسیت داشتم و قلبم ایستاد. دچار شوک آنافیلاکتیک شدم و ناگهان،
دچار شوک آنافیلاکتیک شدم و ناگهان، در جایی بودم. تازه دیده بودم که روی تخت عمل مردهام و در جایی بودم که جادوییترین جایی بود که میتوانستم توصیفش کنم. اما اولش زمان زیادی نداشتم که در آنجا بمانم، چون بلافاصله مرا به این مرور زندگی منتقل کردند. انگار یک پردهٔ پانورامای ۳۶۰ درجه بود که من تماشاگرِ فیلمی بودم که مرور زندگیام را پخش میکرد. یک جورهایی شبیه فیلم نشانش میداد، اما همزمان خودم هم داخل فیلم بودم. پس هم تماشایش میکردم و هم همزمان تجربهاش میکردم. و نهفقط از زاویه دیدِ خودم تجربهاش میکردم، بلکه از زاویه دیدِ دیگرانی هم که در هر صحنه نقش داشتند تجربهاش میکردم. حالوهوای مرور زندگیام دقیقاً مثبت نبود، و دقیقاً هم آزاردهنده نبود. فقط یک حقیقتِ خنثی و همه جانبه بود: این نگاهِ عینی از زندگی شماست. پس لحظاتی از زندگیام را دیدم که واقعاً به آنها افتخار نمیکردم. وقتی بچه بودم با اعتیاد جنگیدم، و با این هم درگیر بودم که انگار بخشی از
نخستین نسلی بودم که شبکههای اجتماعی را تجربه میکرد. پس دیدم چقدر وقت در شبکههای اجتماعی گذراندم، بهجای اینکه با آدمهایی که برایم مهم بودند و دوستشان داشتم تعامل کنم. و دوباره آن چیزهای نسبتاً آسیبزایی را تجربه کردم که در کودکی از سر گذرانده بودم و هیچوقت واقعاً خودم یا دیگرانی را که در آنها دخیل بودند نبخشیده بودم. و دیدم چقدر وقت تلف کردم و چقدر از ظرفیتهایی که در جوانی، بهعنوان یک ورزشکار، میتوانست بالفعل شود را دستنخورده گذاشتم؛ جاهایی که شاید میتوانستم بیشتر به خودم فشار بیاورم. در پایانِ مرور زندگیام ـ که حس میکردم تا ابد طول کشید ـ اما در پایانش، یک پشیمانیِ سنگین و یک اشتیاق برای فرصتی دوباره حس کردم. زندگیام را از زاویه دیدِ پرنده نگاه کرده بودم و این پرسش را در من گذاشت: همین بود؟ تمام کاری که با زندگیات کردی همین بود؟ اینهمه وقت را هدر دادی، و اینهمه زخمِ درماننشده باقی مانده، و اینهمه "دوستت دارم" و "متأسفم" که نگفتی؛ و خانوادهات را نبخشیدی و آدمهایی را که دوستشان داری و برایت مهماند نبخشیدی. و از همه مهمتر، خودت را نبخشیدی.
در پایانِ مرور زندگیام، هم خیلی عصبانی بودم و هم فقط اشتیاقِ یک فرصت دوباره را داشتم. اما دیگر زمانی نمانده بود که هیچکدامش را درست کنم. پس بعد از اینکه مرور زندگیام تمام شد، فقط داشتم به خدا التماس میکردم. انگار میگفتم: "خدایا، خواهش میکنم یک فرصت دوباره به من بده. خدایا، خواهش میکنم یک فرصت دوباره به من بده. در ازای این فرصت دوباره هر کاری میکنم." و هیچ پاسخی از خدا نشنیدم. آنچه در ورای آن سکوت منتظرش بود، هر آنچه را که فکر میکرد میداند تغییر داد.
و بهمحض اینکه این کلمات را گفتم: "تسلیم میشوم،" مرا به جای دیگری بردند، اما بخشی از همان چیز بود. و آن زیباترین، سهمگینترین، بیقیدوشرطترین عشقی بود که در تمام عمرم تجربه کرده بودم. فردا برای قسمت ۲ از ۲ از تجربه نزدیک به مرگِ بوبا هریک با ما همراه شوید. (NDE Journey)